تبليغاتX
گروه ادبیات فارسی دامغان

یا محول الحول والاحوال ، حوّل حالنا الی احسن الحال

جشن آفرینش

مادرم گندم درون آب مي ريزد
پنجره بر آ‏فتاب گرمي آور مي گشايد
خانه مي روبد غبار چهره ي آيينه ها را مي زدايد
تا شب نوروز
خرمي درخانه ي ما پا گذارد
زندگي بركت پذيرد با شگون خويش
بشكفد درما وسرسبزي برآرد

اي بهار اي ميهمان دير آينده
كم كمك اين خانه آماده است
تك درخت خانه ي همسايه ي ما هم
برگ هاي تازه اي داده است .... ( کسرایی )

نوروز ایرانیان که در آغاز فصل بهار جشن گرفته می شود پیام آور نوشد گی سال و آمدن گرما و مرگ زمستان و باززایی طبیعت است. دگرگونی طبیعت در گردش سال و نقش آن در زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم واکنش هایی نمادین درفرهنگ رفتاری مردم پدید آورده، که درمجموعه ای از آیین ها و آداب و رسوم به هنگام نوروز نمایان می شود.

نوروز ایرانیان در آغاز فروردین و فصل بهار همان جشن اهورامزدا، ایزد بزرگ دین مزدیسناست،‌که در روز اورمزد، نخستین روز از نخستین ماه سال برگزار می شود و هم روز آفرینش جهان و کائنات و انسان است. نوروز به بیان ابوریحان بیرونی، روز«نوزایی آفرینش» وبه روایت شمس الدین محمد دمشقی روز «آفرینش نور» و روزی است که مردم را در این «روزی نو از ماهی نو و سالی نو، به آراسته و نوگردانیدن آنچه که گذشت زمان کهنه کرده بر می انگیزاندند» ومعتقد بودند که درنوروز مقدرات مردم برای یک سال تمام تعیین و استوار می گردد.

از آیین های برخاسته ازسنت های رایج در دوران اساطیری، ‌برخی معنا و مفهوم و کارکردشان را در زندگی مردم امروزین از دست داده اند وبرخی دیگر هنوزدرزندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و درحیات دینی و مذهبی و رفتارهای معنوی مردم جامعه فعال باقی مانده ونقش و معنا دارند و در انسجام و تحکیم روابط میان افراد و گروه های اجتماعی کارساز و مؤثرند. آیین های نوروزی از دسته رفتارهای فرهنگی هستند که برخی از آنها هنوز در جامعه کنونی ایران بازمانده و کم و بیش کارکرد و نقش کارآمد و سودمند خود را میان گروه هایی از مردم حفظ کرده اند.

خاستگاه و بن مایه بسیاری از رفتارهای آرمانی – آیینی مربوط به جشن نوروز و آداب نوروزی را باید در فرهنگ جامعه های باستانی ودرزمان سیطره فرهنگ اساطیری جستجو کرد.این رفتارها ی آرمانی – آیینی،درگذر زمان دگرگونی یافته ودرهر دوره و در هر مکان صورت و معنای خود را با ساختار اجتماعی – فرهنگی جامعه های آن دوره و مکان تطبیق داده و در رهگذر این سازگاری چیزهایی از دست داده و چیزهایی تازه گرفته و به شکل کنونی درآمده است.

یکی ازاین آیین ها ی نوروزی سفره ی هفت سین است : سفره اي كه براي تكريم و تقديس خداوند( اهورا مزدا یا سپند مینو ) و شش امشاسپند( فرشته مقرّب  )  او انداخته می شد.( شش امشاسپند  عبارتند از : اردیبهشت خرداد، مرداد ،شهریور ، بهمن ،اسفند )

اين ها با هم مجموعه ای هفت گانه را تشكيل مي دادند ، بدين ترتیب که هفت ظرف يا هفت " سيني " به احترام اهورامزدا و شش امشاسپند برسرسفره گذاشته مي شد .

كتاب مقدس: يكي از واجبات سفره ی نوروز باستاني كتاب اوستا بود زيرا مي خواستند خوان خود را با كلام الهي متبرك سازند چون دين اسلام آمد قرآن جاي اوستا را گرفت امروزه تلاوت آياتي از قرآن و خواندن دعا بسيار پسنديده است به ويژه در زمان تحويل سال نو .

آب : اين عنصر بسيار مقدس و ماهي شناور در آن به ايزد بانو آناهيتا (ناهيد) مربوط است که الهه ی آب وآبادانی بوده و وجود آن در سفره ی  نوروزي به معني حضور بيشتر نور و روشنايي نيز هست .

آتش : مقدس ترين عنصر نزد زرتشتيان ، كه نماد پاكي و نور خداوند است، امروزه در بسياري ازموارد منقلي زيبا اما بدون آتش در كنار سفره گذاشته مي شود .

سبزه : نشانه ی سرسبزي و باروري طبيعت و فراواني ورفاه زندگي بوده وهست ، سبزه ی نوروزي بيانگر آرزوي آدميان براي سالي پربركت وپربارنيز هست در ايران باستان سه ظرف از سبزه را به عنوان سه دستورعمل اصلي دين ( پندار نيك – گفتار نيك – كردار نيك ) درسفره مي نهادند وبيشتر گندم، جو وارزن بود.

آيينه : مظهر روشني وفروغ  محسوب می شود گذاشتن آن بر سفره ی نوروزي از  زمان های دور مرسوم بوده و به معني نور و تقدس خانه است.

تخم مرغ : نماد باروري و زايش و بقاي نسل است. گذاشتن تخم مرغ در سفره ي نوروزي براي بقاي جامعه ضروري  بوده است.

ميوه ها : سيب و اناراز ميوه هايي هستند كه معمولا در سفره جاي دارد.سيب هم نشانه بركت و فراواني فراورده هاي كشاورزي است. انار نيز ميوه اي نظر كرده و مقدس است،بعضي آن را ميوه ي بهشتي مي دانند ودانه هاي فراوانش نشانه فراواني نعمت و بركت است.

سكه : وجود سكه هاي براق و زيبا ممكن است با يكي از امشاسپندان ( شهريور ) مرتبط باشد و يا مظهري از او به شمار رود؛چه، شهريور حافظ فلزات است .

ویژگی های هفت‌ سین امروزین :

آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای خصوصیات  زیر باشد:

1)      پارسی باشد؛

2)      با حرف «س» آغاز شود؛ ( به یاد سپند مینو )

3)      ریشه‌ی گیاهی داشته باشد؛

4)      خوردنی باشد؛

5)      اسم مرکب نباشد؛

6)      برای بدن سودمند باشد؛

 بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با حرف  «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت‌ سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیزند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:

1)      سیر: به نام و عنوان اهورامزدا ، نماد پزشکیودرمان

2)      سیب: به نام فرشته  سپندارمذ(اسفند)،نماد زیبایی وسلامت

3)      سبزی: به نام فرشته‌‌ی اردیبهشت ،نماد نوزایی

4)      سنجد : به نام فرشته‌ی خرداد ، نماد عشق

5)      سرکه: به نام فرشته‌ی امرداد،نماد شکیبایی وعمر

6)      سمنو : به نام فرشته‌ی شهریور، نماد فراوانی(برکت)

7)      سماق: به نام فرشته‌ی بهمن ، نماد(رنگِ) طلوع خورشید

 هرچند که در سفره ی هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفره ی هفت سین، تقریباً همه ی خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم درسفره می‌چینند.

برخی بر این باورند، سکه که نماد «دارایی» وآب  که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنارهم قرار گیرند ، سکه را درون ظرفی از آب سرسفره می‌گذارند.

                                                   " گروه ادبیات فارسی دامغان "

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در جمعه شانزدهم اسفند 1387 ساعت 5 بعد از ظهر | لینک ثابت |