تبليغاتX
گروه ادبیات فارسی دامغان

بعضی آدم ها...

 زندگی انسان چون قطاری است که در پیچ و خم حوادث روزگار شتابان پیش می رود تا پس از عبور از تونل های تاریک مشکلات و دشت های سرسبز خوشی ها به سر منزل مقصود برسد. در طول این مسیر با افرادی زیادی آشنا می شویم که رابطه ما با آنها متفاوت است؛ برخی را دوست داریم، به بعضی  احترام می گذاریم و برخی را تحمل می کنیم.
در کنار بعضی آدم ها که قرارمی گیریم بوی خوش خدا را استشمام می کنیم و از چشمان بعضی دیگر می توانیم کوله بار خود را پر از امید و انرژی کنیم و امان از بعضی ها که ابلیس آدم رویند و در کنارشان که می نشینیم لحظه ها را برای رفتن می شماریم.
آری! آدمها هر کدام دنیایی دارند و تو جوشش آنها را که از دور می بینی فکر می کنی که یکدلند و هم فکر. درست مثل ردیف درختانی که اگر از دور نگاه کنی تصور می کنی دست دردست یکدیگر دارند و مهربانانه همدیگر را در آغوش دارند درحالی که نه این چنین است.
و....
این جاست که به یاد توصیف زیبای قیصرامین پور در «بی بال پریدن» می افتیم که چه زیبا آدم های اجتماع را در آینه «کتاب» به ما می نمایاند:


بعضی از آدمها جلد زركوب دارند و بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازك.
بعضی از آدمها با كاغذ كاهی چاپ می‌شوند و بعضی با كاغذ خارجی.
بعضی از آدمها ترجمه شده‌اند.
بعضی از آدمها تجدید چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها فتوكپی آدمهای دیگرند.
بعضی از آدمها با حروف سیاه چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها صفحات رنگی دارند.
بعضی از آدمها تیتر دارند، فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدمها نوشته‌اند: حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است.
بعضی از آدمها قیمت روی جلد دارند،
بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند و بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی‌شوند.
بعضی از آدمها را باید جلد گرفت،
بعضی از آدمها را می‌شود توی جیب گذاشت،
بعضی از آدمها را می‌توان در كیف مدرسه گذاشت.
بعضی از آدمها نمایشنامه‌اند و در چند پرده نوشته می‌شوند.
بعضی از آدمها فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدمها معلومات عمومی هستند.
بعضی از آدمها خط خوردگی دارند و بعضی از آدمها غلط چاپی دارند.
از روی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدمها باید جریمه نوشت.
بعضی از آدمها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

 برگرفته از :  باغ ادب

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 9 بعد از ظهر | لینک ثابت |

چکیده : رمان، داستان كوتاه و شعر نو در زمرة ژانرها و شيوه‌هايي از نگارش متن هستند كه حدوداً از اواخر دورة قاجاريه و اوايل انقلاب مشروطيت، آرام، آرام به ادبيات نوين فارسي راه يافتند و امروز جزو پرطرف‌دارترين توليدات ادبي‌اند. در تحقيقات ادبي راجع به ادبيات معاصر، معمولاً جنبه‌هاي فرهنگي و گفتماني ظهور اين ژانرها به پس‌زمينه رانده و درعوض، تاريخ‌نگاري درخصوص زمان نوشته شدن نخستين نمونه‌ها يا اطلاعات زندگي‌نامه‌اي دربارة پديدآورندگان اين متون برجسته مي‌شود. در مقالة حاضر، رهيافتي بديل براي بررسي نحوة برآمدن شكل‌هاي جديد نگارش در ادبيات معاصر اتخاذ شده است؛ بدين‌ترتيب كه زمينه‌هاي اجتماعي و گفتماني پيدايش ادبيات نوگرا در كانون توجه قرار داده مي¬شود تا دلايل ورود ژانرهاي نو يا علل پرورانده شدن مضامين بي‌سابقه در ادبيات فارسي بررسي شود؛ در بخش بعدي، يكي از متأخرترين قالب‌هاي نگارش متون روايي در زمان حاضر (وبلاگ) از همين منظر مورد بررسي قرار مي‌گيرد و استدلال مي‌شود كه وبلاگ‌نويسي شكلي پسامدرن از نگارش متون منثور روايي است.

كليدواژه‌ها: ادبيات معاصر، شعرنو، رمان، تحليل گفتماني، وبلاگ‌نويسي. 
 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 3 بعد از ظهر | لینک ثابت |

فراخوان کشوری مقاله:

ادبیات انقلاب اسلامی

موضوع مقالات:

-چشم انداز ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

- بررسی حضور فرهنگ عاشورایی و انتظار در ادبیات انقلاب اسلامی

- تلفیق چهره های اسطوره ای با چهره های بزرگ انقلاب اسلامی در آثار ادبی

- نقش انقلاب اسلامی در رویکرد شاعران و نویسندگان به حوادث انقلابی جهان

- بررسی درون مایه ی ادبیات انقلاب اسلامی

- جریان های ادبی و ادبیات انقلاب اسلامی

- بررسی جایگاه ادبیات دفاع مقدس در ادبیات انقلاب اسلامی

- بررسی قالب های شعری در آثار شاعران عصر انقلاب

- تجلی شعارهای انقلابی در شعر انقلاب اسلامی

- بررسی جایگاه ادبیات انقلاب در ادبیات معاصر ایران و...

نحوه ی تنظیم و ارسال آثار:

1- مقالات به صورت تایپ شده و در برگه ی A4 یک رو تهیه شود.

2- مقالات حداکثر در 15 صفحه A4 تهیه شود.

3- مقالات در قالب نرم افزار word  تایپ و به صورت CD به همراه اصل مقالات ارسال شود.

4- مشخصات نویسنده ی مقاله به صورت کامل بر روی جلد درج شود.

مهلت ارسال آثار: پایان بهمن ماه 87

با اهدای لوح تقدیر سازمان به آثار برتر و چاپ مقالات در ویژه نامه ی ادبی

نشانی دبیرخانه: قم- خیابان شهید لواسانی (ساحلی) بعد از خانه ی معلم شماره ی 2، کوچه ی 33، پلاک 4

تلفن: 7715054- 7757214- 7722241

آدرس وبلاگ گروه ادبیات استان قم:

 www.qom-adabiyatfarsi.blogfa.com

ایمیل: qomfarsig@yahoo.com

سازمان آموزش و پرورش استان قم

کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی متوسطه

گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی

 

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 4 قبل از ظهر | لینک ثابت |

نوآورى يا بازيافت !

از زمانى كه «نيما» به تجربه هاى «متفاوتش» - بعد از سرايش «افسانه» - دست زد تا اكنون، شعر ايران، كمابيش دچار بحران «هويت» بوده است. اكثر ما، در مرز اين دانش كه «فاصله يك اثر نوآورانه با اثرى ناموفق و حاصل كژروى چيست » يا «فاصله يك شعر متعادل و تكامل يافته با يك اثر «پس روانه» و كسل كننده چيست » متوقف مانده ايم و هر چه از دوران نيما به اين سو نزديك تر مى شويم، تردد آرا به تزاحم آرا بدل مى شود و گاه اين مرز چندان مخدوش مى شود كه راديكال هاى دهه هاى گذشته از سوى راديكال هاى دهه يا دهه هاى اخير به «پس روى» متهم مى شوند.


سؤال اين است كه در ديگر كشورها يا ديگر زبان ها هم «شعر» دچار چنين مصيبتى است كه اكنون به حذف ۹۸ درصدى مخاطبان آن، در ايران منجر شده است شايد مشكل در همانجاست كه حافظ آرزو مى كند كه ان شاءالله نقدها عيارى گيرند! «نقد ادبى» در ايران معاصر، چقدر نقش سازنده و چقدر نقش مخرب داشته است آيا اصلاً اين نوع نقد، نقشى در شناسايى شعر معاصر به مخاطبان عام داشته . واقعيت امر آن است كه هنوز قوانين شناخته شده و مدونى در اين حوزه، خودى نشان نداده تا مخاطبان شعر يا مخاطبانى كه به طور ذاتى و ژنتيكى از دوستداران شعرند در كشورى باسابقه درخشان و هزارساله شعر، به آن قوانين اعتماد و استناد كنند! حتى نام آوران حوزه نقد - كه تعدادشان از انگشتان يك دست تجاوز نمى كند - نتوانسته اند اين اعتماد و استناد را به شكل روشن و غيرقابل ترديد - در پيشگاه مخاطبان عام كه به دنبال «يقين»اند نه «ترديد»هاى فزاينده - به دست آورند.


اكنون در ،۱۳۸۷ ما با انبوهى از شاعران و منتقدان راديكال روبه روييم كه مدعى نوآورى در شعرند اما هيچ يك، حتى به نوار مرزى تفكرات يكديگر نيز نزديك نيستند و مخاطبان عام نيز، بى خيال قضيه شده اند و گذاشته اند كه آنان چون دلاكان بيكارى كه در آغاز قرن حاضر و با ظهور گرمابه هاى خصوصى در خانه هاى مدرن، از صحنه خارج شدند، سرهاى يكديگر را بتراشند! شمارگان متداول كتاب هاى شعر كه روزگارى در مرز پنج هزار نسخه بود اكنون در مرز غيركارآمد صد نسخه متوقف مانده كه آن هم توسط هدايايى كه شاعران به شاعران ديگر و منتقدان مى دهند، پايدار مانده است! لطفاً از استثناها حرف نزنيد كه فرضاً فلان كتاب شعر فلان «شاعر پذيرفته شده توسط مخاطب عام»، به چاپ هاى متعدد رسيده يا مثلاً فلان شاعر - كه شعرهايش روشن و عام فهم و البته تا حدى محافظه كارانه است - به يمن حضورش در صحنه هايى ديگر [از جمله تدريس در دانشگاه يا.‎…‎/] توانسته در يك دهه، پنج يا شش هزار نسخه از فلان كتابش را به فروش برساند! اينها يعنى ناديده گرفتن انبوه كتاب هاى شعرى كه در كتابفروشى ها، روى هم تلنبار شده يا حتى تلنبار هم نشده و تنها در نشست هاى ادبى، دست به دست مى شود و سر سال هم در كارتنى بزرگ، جلوى در منتقدان يا شاعران گذاشته مى شود تا جزو زباله هاى خشك و بازيافتى به صنعت بازيافت كشور خدمت كند! شاعران در دهه هشتاد - اغلب و اكثرشان و جدا از آن تعداد كم شمار كه هنوز مخاطبانى دارند - دلشان خوش شده كه در نشست هاى پنج يا ده نفره هميشگى، از تأييد نسبى يكديگر برخوردار شوند و بقيه «آرا» را به هيچ بگيرند. تمسخر «شعرهاى نوآورانه» در نشست هاى ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفره، توسط مخاطبان خاص - و نه عام - به پديده اى رايج بدل شده و تكليف نسل بعد هم روشن نيست كه چطور شعر بگويند كه مردم خوش شان بيايد يا انبوه منتقدان مطبوعاتى يا اينترنتى كه از يك نقد تا نقد بعدى، دچار «دگرگونى آرا» مى شوند و ناتوان اند در ارائه يك روش «مستدل و كارآمد» اما اغلب مورد استناد قرار مى گيرند [در محدوده ماهانه يا دوماهانه يا حداكثر سالانه] توسط شاعرانى كه مى خواهند توسط اين متن ها، تكليف نوآورى فلان شعر را مشخص كنند و اين دور باطل، همچنان ادامه دارد. اين بحران «هويت» بايد حل شود تا تكليف مردم هم روشن شود. نوآورى يا پس روى آيا «ملاك» اينهاست يا شعرى است كه با روح جمعى يك ملت ارتباط پيدا مى كند و آن را تعالى مى دهد به نظرم بايد كمى تعجيل كرد!

                                                 منبع : شورای گسترش زبان فارسی

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 10 بعد از ظهر | لینک ثابت |