مانده تا برف زمين آب شود.
مانده تا برف زمين آب شود.مانده تا بسته شود اين همه نيلوفر وارونه چتر.
ناتمام است درخت.
زير برف است تمناي شنا كردن كاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات
و طلوع سر غوك از افق درك حيات.
مانده تا سيني ما پر شود از صحبت سمبوسه و عيد.
در هوايي كه نه افزايش يك ساقه طنيني دارد
و نه آواز پري مي رسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام.
مانده تا مرغ سرچينه هذياني اسفند صدا بردارد.
پس چه بايد بكنم
من كه در لخت ترين موسم بي چهچه سال
تشنه زمزمه ام؟
بهتر آن است كه برخيزيم
رنگ را بردارم
روي تنهايي خود نقشه مرغي بكشم.
سهراب سپهري - مجموعه حجم سبز
جشن نوروز
واژه «جشن» همان یَسن/ یسنه اوستایی است كه در زبان پهلوی یزشن گفته می شد و در اصل به معنی ستایش و نیایش شادمانه است. «نوروز» یا نوگ روچ/ نوك روز در پهلوی به معنی نخستین روز- روز هرمزد - از ماه فروردین است. ایرانیان در قدیم برای هر روز از ماه نامی گذاشته بودند و روز اول بهار یا فروردین، هرمزد نام داشت. در این روز جشنی بزرگ برپا می كردند و به شادی و نیایش آفریدگار می پرداختند. از چند روز مانده به نوروز مراسم و آیین های ویژه آغاز می شد كه تا چند روز پس از آن نیز ادامه داشت. در روزهای اول دوره نوروزی، مراسم به طور همگانی برگزار می شد كه به آن «نوروز عامه» می گفتند و از روز ششم به بعد بزرگان و خواص آن را نزد خود ادامه می دادند كه به آن «نوروز خاصه» گفته میشد، اما در هر حال شادی و نیایش ویژگی بارز جشن نوروز بود.
نیاكان ما بر این باور بودند كه آفریدگار بزرگ، جهان را در شش «گاه» یا «گاهنبار» [مرحله] آفرید كه در آخرین گاهنبار انسان آفریده شد و از این رو روز تولد نخستین انسان را - كه آن را روز نخست بهار میدانستند - شایسته شكرگزاری و شادمانی می پنداشتند و چون معتقد بودند كه فـَروَهَرهای نیكان و پاكان یا همان قوای باطنی و ارواح مؤمنان در دوره نوروزی از جهان مینوی به گیتی بازمی گردند تا از خویشان و عزیزان دیدار كنند و تقاضای خیرات و صدقه دارند، سفرهها می گسترانیدند و خیرات می دادند و شادمانه دعا می خواندند تا پروردگار را شكر و فروهرها را شاد نمایند؛ و به همین سبب ماه فروردین را ماه فرود فروهرها یا فروردیگان و یا عید فَروشیها یا اموات هم می گفتند.

بنیان جشن نوروز
نوروز جنبه مذهبی و روحانی دارد و نیایش و ستایش شادمانه همگانی را همراه می آورد. در اسطورهها و افسانه ها و كتاب های پیشینیان بنیان نوروز را به پادشاه اسطورهای و افسانه ای، جمشید (جمشید)، نسبت دادهاند. فردوسی در حماسه بزرگ «شاهنامه» نوروز را به جمشید نسبت می دهد؛ آن هنگام كه او بر تخت شاهی نشست و تاج مرصع بر سر نهاد، پرتو خورشید بر آن دمید و همگان آن روز را روزی نو و نوروز نامیدند و جشن و سرور برپا كردند.
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج تن دل ز كین
چنین روز فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار
و گویند چون پرتو خورشید بر آن تاج پرگوهر دمید، جم كه از آن پیشتر «یم» یا «یمه» نیز گفته می شد دارای شعاع خورشید گردید و از این رو جمشید نامیده شد. روایت ها و افسانههایی دیگر نیز در مورد نوروز وجود دارد كه به طور قاطع بر آن نمی توان تأكید كرد. از جمله آنكه گفتهاند: روزی حضرت سلیمان انگشتر گمشده خویش را پیدا كرد. مردمان شاد شدند و آن روز را روز نو و نوروز خواندند؛ و نیز گفته اند كه حضرت صادق (ع) نوروز را روزی فرخنده برای طلب حاجت ها دانستهاند، و نیز نظری است بر این كه روز غدیر خم مصادف با اول فروردین بوده و از همین رو نوروز گفته شده و جشن برپا كردهاند. البته این مورد به لحاظ تقویمی مطابقت داده نشده است.
ایران شناس معروف دانماركی، كریستن سن و برخی دیگر از محققان ایرانی گفته اند كه جشن نوروز ایرانی متأثر از برخی جشن های كهن ملل قدیمتر است و از جمله، آثاری از زگموگ، جشن بابلیان - كه خود متأثر از سومریان نیز بوده - در نوروز ایرانی مشاهده شده است. اما به خوبی پیداست نوروز ایرانی تجلی فرهنگ ایرانی است و دستكم قرنهاست كه با آیین و رسم فرهنگ ایرانی برگزار میشود.

چهارشنبه سوری
نیاكان ما در شب عید آتش می افروختند و به شادی گرد آن نیایش می كردند. گویند كه پس از اسلام در ایران رسم بر این شد كه در آخرین چهارشنبه سال، پس از غروب آفتاب با چوب و كنده و خار در فضای باز آتش افروزند و جشن گیرند؛ و هنوز پس از قرن ها، هر سال مردم با افروختن آتش و پریدن از روی آن و خواندن سرود و صرف نقل و آجیل و آش رشته مخصوص تا آخرین ساعات شب به شادمانی سرگرم می شوند.
آتش از زمان های دور مورد توجه بوده است. در قدیم آتشكدههای بزرگی در ایران ساخته بودند تا آتش - این عنصر مقدسشان - را همیشه روشن و برپا نگاه دارند. به خوبی پیداست در زمانی كه نیروی اصلی در تولید نور، آتش بوده، روشن نگاه داشتن آتش و در نتیجه رهایی از سیاهی و تیرگی و بهرهمندی از نور و روشنایی چه اهمیتی داشته است. افزون بر این از روشنایی آتش در كار خبر رسانی نیز استفاده می شده است. بر فراز برج ها و بلندی ها آتش می افروختند و به یكدیگر پیام می رسانیدند. به جز بهرهمندی از نور آتش و جنبه پیام رسانی، آتش به سبب گرما و تولید حرارت در خانه و نیز استفاده در پخت و پز، كاربرد مفیدی داشته كه به موجب آن مقدس به شمار می آمده؛ همچنین آتش به لحاظ پاك كنندگی و به عنوان نابود كننده آلودگی ها مورد توجه بوده است. بنابراین، آتش به لحاظ نور، گرما، خبر رسانی، پاك كنندگی و به عنوان یكی از عناصر چهارگانه مقدس پیشینیان - آب، خاك، باد، آتش - در فرهنگ ایرانیان قدیم اهمیتی ویژه داشته است. اكنون نیز همچنان به صورت نمادین در جشن چهارشنبه سوری افروخته می شود و مردم گرد آن به شادی سرگرم می گردند. اما واژه سوری یا سوریك به معنی گل سرخ و گل سوری است و شاید به همین سبب است كه در چهارشنبه سوری خوانده می شود: .سرخی تو از من... چهارشنبه روز سرخ، روز گل سرخ، روز افروختن آتش و شادمانی مردم، و ستایش خداوند برای بهرهمندی از این نعمت است.
.

میر نوروز - عمونوروز
سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی
كه بیش از پنج روزی نیست حكم میر نوروزی
در قدیم كه سرگرمی ها و امكانات شادی بخش اندك و محدود بود، در دوره نوروزی، فردی كه به او میر نوروز می گفتند جامهای رنگین بر تن می كرد، سوار چهارپایی می شد، كیسه و كوله ای برمی گرفت و در كوچه و بازار به راه می افتاد. با صدای رسا سخنان خنده آور و شادی آفرین می گفت و موجب سرگرمی مردم می شد. در هر خانه ای دمی می ایستاد و چیزی دریافت می كرد و هر آنچه بود - نقل و آجیل و شیرینی و... - در كیسه خود می ریخت. می گفت و می خندید و می خندانید و دل ها را شاد می كرد.
شاید پدیده عمونوروز كه به ویژه در چند دهه پیش در ایران معمول بود شكلی دیگر از همان میر نوروز بوده باشد. عمونوروز نیز با كلاه و جامه ای رنگین و دایرهای زنگی اما با رویی سیاه شده از زغال یا رنگ در كوچه و خیابان به راه می افتاد و اشعار كوتاه خندهآور می خواند و سعی می كرد تا دل مردم شاد كند و خود نیز چیزی بستاند و شاد شود. در حال حاضر این رسم تا حد زیادی منسوخ شده و كمتر مورد توجه قرار دارد. اما نواختن ساز و دهل در آغاز نوروز در كوچهها و محلههای قدیمی هنوز هرچند كم، اما متداول است.
سیزده به در
وقت آن است كه مردم ره صحراگیرند
خاصه اكنون كه بهار آمد و فروردین است. (حافظ)
در سیزدهمین روز فروردین كه پایان دوره نوروزی تلقی می شود، مردم در دشت و بیابان و در فضای سبز بهاری گرد می آیند و به شادی می پردازند. در این روز پایانی نیز چون روزهای دیگر عید، خوراكی ویژه همچون آش رشته و دیگر خوراك های سبزیدار می پزند. گندم هایی را كه برای سفره هفت سین رویانیدهاند با خود به صحرا می برند و با انداختن آن در جوی و رود - و به هر حال بیرون از خانه - نحسی سیزده را كه یا به آن معتقدند و یا بنا به رسم كهن، آن را خوش یمن تلقی نمی كنند از خود و خانواده دور می سازند. بسیاری از مردم به نحسی عدد سیزده نه تنها اعتقادی ندارند بلكه در اساس، تأثیر عددی خاص را در سرنوشت خود مؤثر نمیدانند، اما این باور كه در قدیم عدد سیزده را خوش یمن تلقی نمی كردهاند شاید به این دلیل باشد كه در طالع نمای نجومی، قدما معتقد بودند كه آسمان دوازده برج دارد و هر تولدی كه صورت می گیرد دارای ستارهای در یكی از دوازده برج است و بنا بر این كه كدام ستاره در كدام برج قرار گرفته، طالع و خوی فرد متولد شده شكل می گیرد و خارج از دوازده برج - كه عدد سیزده است - نابجا و نحس به شمار می آمده است. در هر حال اكنون دیگر نحسی عدد سیزده مورد پذیرش همگان قرار ندارد و بیشتر جنبه خرافی دارد.

هفت سین
با فرا رسیدن سال نو، سفره مبارك هفت سین را می گسترانیم؛ سفرهای از هفت گونه گیاه و دانه و خوردنی دلپذیر. آب و آیینه، شمع و چراغ، نقل و نبات و گل و سبزه در آن می نهیم؛ كتاب آسمانی خود را می گشاییم و در لحظه حلول سال نو در برابر سفرهای از بركت الهی و به امید رونق و بهبود و معیشتی بهتر دست به دعا برمی داریم.
اما به راستی چرا توجه ویژه به «هفت سین» است؟ ویژگی عدد هفت نسبت به سایر عددها چیست؟ حرف سین یا شین یا هر حرفی دیگر چه مزیتی بر حروف دیگر دارد؟ آیا اعدادها و حروف ها می توانند در سرنوشت انسان مؤثر واقع شوند؟ چرا در سفره هفت سین نوروز سیب و سركه، سماق و سمنو، سبزی و سبزه و سنبل می گذاریم؟
برخی از محققان معتقدند كه پیش از اسلام، در این سفره هفت «شین» می گذاشته اند، همچون شمع و شیرینی و شیر، شربت و شهد و شراب و شاهدانه؛ و یا هفت گیاه چیدهشده سودمند به صورت هفتچین؛ و یا هفت سینی از خوردنی های مطلوب. اما قرن هاست كه در سفره عید هر ایرانی هفت گونه خوردنی و سبزه كه حرف نخست آن سین است چیده می شود و آن چنان كه پیداست سخن بر سر حرف سین یا چین یا شین نیست، بلكه محتوای سینی ها یا ظروفی كه خوردنی در آن می نهند اهمیت دارد و محتوای ظرف ها نمادهایی هستند در سفره هفت سین.
در هر حال بیشتر توجه به عدد هفت بوده كه خوش یمن و مبارك و حتی مقدس تلقی شده است.
چرا «هفت» در سفره هفت سین
عدد هفت كه جمع سه و چهار است، نزد ریاضیدانان به سبب شكل هندسی مثلث و مربع كه اشكال همگن و كامل به شمار می آیند نمایانگر كمال و به شكلی نمادین، به مفهوم كثرت و تكامل است. هنگامی كه از عدد هفت، یا هفت هزار و... سخن گفته می شود معنای زیاد بودن مد نظر است. در میان اقوام هند و اروپایی و همچنین هند و ایرانی این عدد خوش یمن و مبارك تلقی شده و در اساس، نقش این عدد در فرهنگ ملت ها نقشی مثبت است.
واقعیت های طبیعی، مشاهدهها و تجربههای مردم در گذر زمان، نقش ادیان الهی و باورهای دینی مردم در توجه ویژه به عدد هفت بسیار اساسی است و از همین روست كه قرن هاست در آیین ها و رسم های ایرانی نیز این عدد جایگاهی ویژه دارد. در چیدن و آراستن سفره هفتسین نیز نقش این عدد به خوبی آشكار است.
نگاهی گذرا به واقعیت های طبیعی، كتب الهی، باورهای مردم، هنر معماری، موسیقی، خط و نیز ادبیات ملل نشان می دهد كه عدد هفت تا چه حد مورد توجه ویژه قرار دارد. در قرآن كریم و نیز نزد مسلمانان ایرانی عدد هفت جدای از سایر عددها مورد توجه قرار دارد. در برخی از آیهها و سورههای قرآن از عدد هفت نام برده شده است و نیز قرآن را مشتمل بر هفت موضوع دانستهاند. مناسك حج هفت مرحله دارد و نخستین قاریان نیز هفت نفر بودهاند. در كتاب های آسمانی انجیل و تورات، بارها و بارها این عدد با تأكید تكرار شده است. همچنین نزد زرتشتیان هفت امشاسپند گرامی بوده و در آیین مهر هفت اختر معتبر بوده است. پیشینیان ما نیز زمین و آسمان را دارای هفت طبقه دانستهاند و به زمین هفت اقلیم می گفتهاند كه دارای هفت دریا بوده است.
خلق جهان را در شش مرحله یا گاهنبار گفته اند و در روز هفتم كه پایان خلق جهان است به نیایش و جشن و سرور می پرداخته اند؛ این آیین هنوز مشاهده میشود و ادامه دارد. حركت و تغییر شكل ماه در چهار هفته، وجود خوشه ستارگان یا خواهران هفتگانه و همچنین تكامل جنین در هفت ماهگی، رویش دندان كودك در هفت ماهگی، تغییر تكاملی نطفه به جوجه پس از سه هفته و... از مواردی است كه در طبیعت مورد مشاهده و توجه قرار گرفته اند. باورهای ملت ها نیز نمایانگر توجه به عدد هفت و نقش آن است. در قدیم مصریان به هفت ركن قدرت معتقد بودند؛ كلدانیها هفت طبقه كمال و بابلیان هفت طبقه آسمان را باور داشتند؛ یونانیان به هفت خدا معتقد بودند؛ هندوان خدایان هفتگانه «آدیتیا» را می پرستیدند؛ و رومیان جشن بزرگ هفت مادر یا «سپتی ماترا» را برگزار می كردند. بسیاری از ملت های دیگر نیز متوجه این عدد بودهاند. همچنین از عجایب هفتگانه جهان نام برده شده است. در موسیقی سنتی ایرانی هفت دستگاه، و در خط هفت شیوه نگارش تعیین كردهاند. در هنر و ادبیات نیز توجه هنرمندان و نویسندگان به عدد هفت آشكار است.
در اساس بین اقوام هند و اروپایی، و نیز ایرانیان و هندوان، عدد هفت خوش یمن و مبارك تلقی شده است؛ و از همین روست كه در فرهنگ ایرانی ما - كه بنیانش بر باورهای دینی استوار است - در سفره عید كه سفرهای دلپذیر و خوش یمن و سرشار از امید به بهبودی و رونق بیشتر است، هفت سین چیده می شود؛ به این امید كه سال نو پر بركت و مبارك باشد.

