می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
« دکتر علی شریعتی »
برخی از علائم اختصاري فارسی
1. آبفا : شركت آب و فاضلاب 2 - آجا : اداره ي آگاهي جمهوري اسلامي ايران 3 . آزما : آزمون ا ستخدا مي متمركز ا د وا ري 4 . آماك : طرح جمع آوري گا زهاي همراه مناطق نفت خيز جنوب(آب تيمور، منصوري،مارون،اهواز وكوپال)/ 5 . اتسا : فراورده هاي لبني پاستوريزه ي قم وابسته به انجمن تكفل و سرپرستي ايتام6 . امكان : اتحاديه ي مركزي تعاوني هاي مصرف كارگران ايران 7 . بكفا : برنامه ريزي كامپيوتري فرايند آموزشي/ 8 . بهسامان : بهينه سازي مصرف انرژي (سوخت) كشور/ 8 . ترابرا ن : ترابري ايران / 9 . تي بي تي : ترابري بين المللي تهران 10- جاما: جنبش آزادي بخش ملي ايران 11 . جرس : شركت خدمات فرهنگي اداري بازرگاني جوانان رهپوي سعادت 12 . حماس : جنبش حركت مقاومت اسلامي فلسطين / 13 . رجا : راه آهن جمهوري اسلامي ايران / 13 . رسا : شركت رهاورد سازندگي آزادگان / 14 . ساجا : سازمان ارتش جمهوري اسلامي ايران / 15 . سادا : سازمان اسلامي دانشجويان ايران / 16 . ساف : سازمان آزادي بخش فلسطين / 17 . سام الكترونيك: سامسونگ الكترونيك / 18 . ساتكاب: شركت مادر تخصصي مديريت ساخت و تهيه ي كالاهاي آب و برق / 19 . سپهر : سيستم پرداخت هم زمان رايانه اي/20 . سما : سازمان مدارس آزاد اسلامي/21.سمپاد : سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان/22.سيبا: سيستم يكپارچه ي بانك ملي ايران/23 . شابك : شماره ي استاندارد بين الملي كتاب/24.شانا : شبكه اطلاع رساني نفت وانرژي/25 .صا ايران: صنايع الكترونيك ايران/26 .فيپا : فهرست نويسي پيش از انتشار/27. كاچيران : كارخانه هاي چرخ خياطي ايران / 28 . ماجد : مركز انتشارات جهاد دانشگاهي/ . ماديران: ماشين هاي اداري ايران /30 .محك : انجمن حمايت از كودكان هموفيلي /31 . نزسا : نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي 32 .نداجا : نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران /33 .وفا : انجمن فرهنگي و اجتماعي غير دولتي زنان 34- اتکا : اداره تدارکات کارکنان ارتش -
جشن «سَـدَه» بزرگترین جشن آتش و یكی از كهنترین آیینهای گروهی و اشتراكی شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن و در آغاز شامگاه دهم بهمنماه، همه مردمانِ سرزمینهای ایرانی بر بلندای كوهها و بام خانهها، آتشهایی برمیافروخته و هنوز هم كموبیش بر میافروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعلههای آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانههای گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را میكنند. همچنین در برخی نواحی، به جشنخوانی، بازیها و نمایشهای دستهجمعی نیز میپردازند.
جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایتهای بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.
یكی از دلایلی كه برای پیدایش سده یاد میكنند كشف آتش توسط هوشنگشاه در شاهنامه فردوسی است. باید گفت كه داستان كشف آتش در زمان هوشنگ، هیچگاه باور ایرانیان نبوده و از ساختههای جدیدتر است. این فرضیه امروزه مورد توجه بیشتر شاهنامهشناسان قرار گرفته و از جمله در نسخههای تصحیح شده آقایان، استاد جلال خالقی مطلق و مصطفی جیحونی، داستان كشف آتش به دلایل بسیاری در زمره بیتهای افزوده شده و الحاقی شاهنامه آورده شده است. از سویی از این داستان در هیچ یك از متون تاریخی مقدم بر شاهنامه و گاه متاخر بر آن یاد نشده است و همچنین میدانیم كه كشف آتش بسیار كهنتر از عصر هوشنگ است كه با توجه به اشارههای شاهنامه در باره چگونگی و دستاوردهای زندگی انسان در آن دوره (ساخت ابزار ریزسنگی، یكجانشینی، آغاز كشتوزرع و اهلی كردن برخی حیوانات)، میبایست با دورهای منطبق باشد كه در باستانشناسی بنام «میانسنگی/ مزولیت» (حدود 15000 تا 10000 سال پیش) خوانده میشود. و از سوی دیگر این بیتها در برخی نسخههای متقدم شاهنامه و از جمله كهنترین آن (دستنویس فلورانس) وجود ندارد.
به نظر می رسد پیدایی این جشن (مانند بسیاری مناسبتهای دیگر) نه فقط یك دلیل، بلكه دلایل متعددی دارد كه همزمانی آنها بر اهمیت جشن افزوده است. نخست اینكه، اشارههای فراوانی كه از داستانها و ترانههای مردمی بدست میآید؛ نشانگر به ستوه آمدن مردم از یخبندان و آرزو برای رفتن سرما و یا كاستنِ از شدت آن بوده و همین نكته مهمترین دلیل پیدایش این مراسم و بر افروختن آتشهایی در مبارزه نمادین با سرماست. بجز این، به نظر میآید كه چند واقعه كیهانی نیز در پیدایش این آیین بیتاثیر نبوده است. نخست اینكه جشن سده در چهلمین روزِ شب یلدا یا شب زایش خورشید (انقلاب زمستانی) برگزار میشود و جشن چهلمین روز تولد خورشید است. دوم اینكه، دهم بهمن ماه، یكی از دو هنگامِ سال است كه در عرضهای بالایی ایرانزمین، طول تاریكی كامل آسمان 12 ساعت تمام است. سوم اینكه، میدانیم ارتباط واژه «سده» با عدد «سد/ صد» هنوز به اثبات نرسیده است. در زبان اوستایی واژه «سَـد» به گونه جالبی هم به معنای «فرو رفتن/ غروب كردن» و هم به معنای متضاد آن یعنی «بر آمدن/ طلوع كردن» آمده است. همچنین واژه «سَـذِه» در اوستا، هم به معنای طلوع كردن و هم به معنای غروب كردن آمده است كه به گمان برگرفته از رویداد زیر است:
در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شبهای شبهای بهمنماه، رویداد جالبی رخ میداده كه بعید نیست با آیینهای جشن سده در پیوند باشد. این رویداد عبارت است از طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نامهای «سماك رامح» و «نسر واقع» در شمال شرقی و شمالغربی آسمان سرشبی. در آن زمان ستاره زرین «سماك رامح» در آسمان سرشبی عرضهای بالایی ایرانزمین و در افق شمالشرقی، به تازگی طلوع كرده و ستاره سپیدفام و درخشان «نسر واقع» در همان هنگام و در افق شمالغربی، آماده غروب كردن بوده است. احتمالاً طلوع و غروب همزمان دو ستاره درخشان آسمان، موجب پیدایی معنای دوگانه و متضاد واژههای اوستایی «سد» و «سذه»، و نیز عاملی دیگر برای جشن سده بوده است.

و تو ای چراغ راه! ای کشتی نجات! ای خونی که در بستر زمان جاری هستی و بر همه نسل ها می گذری و زمین حاصل خیز راستی را سیراب خون می کنی و بذر شایسته را در زیر خاک می شکافی و می شکوفانی و نهال تشنه ای را به برگ و بار و خرمی می نشانی.
آه. آری! ای آموزگار بزرگ شهادت! برقی از آن نور را بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن. قطره ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز. و کفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ما بدم.
ای که مرگ سرخ را برگزیدی تا عاشقانت را از مرگ سیاه برهانی. تا با هر قطره خونت ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به تپش آری و کالبد مرده و فسرده عهدی را گرم کنی و بدان جوشش و خروش و زندگی و عشق و امید دهی.
ایمان ما، ملت ما، تاریخ فردای ما، کالبد مرده ی زمان ما، به تو و خون تو محتاج است
( دکتر شریعتی )


