تبليغاتX
گروه ادبیات فارسی دامغان
واژه‌ها و تركيبات و عبارات مأخوذ از عربى
 
«ة» در واژه‌ها و تركيبات و عبارات مأخوذ از عربى به صورت‌هاى زير نوشته مى‌شود:
    1. اگر در آخرِ كلمه تلفّظ شود، به‌صورت «ت» نوشته مى‌شود:
          رحمت، جهت، قضات، نظارت، مراقبت، برائت
          استثنا:صلوة، مشكوة، زكوة، رحمةالله‌عليه (در جايى كه مراعات رسم‌الخطّ قرآنى اين كلمات در نظر باشد).
    2. اگر در آخرِ كلمه تلفّظ نشود، به‌صورت «ـه/ ه» (هاى غيرملفوظ) نوشته مى‌شود:
          علاقه، معاينه، نظاره، مراقبه، آتيه
    و در اين حالت از قواعد مربوط به «هاى غيرملفوظ» تبعيت مى‌كند:
          علاقه‌مند، نظارگان، معاينۀ بيمار، مراقبه‌اى
    3. در تركيبات عربى رايج در فارسى، مانند كاملةالوداد، ليلةالقدر، ثقةالاسلام، خاتمةالامر، دايرةالمعارف، معمولاً به‌صورت «ـة/ ة» نوشته مى‌شود، اما گاهى در بعضى از تركيبات، مانند حجّت‌الاسلام و آيت‌الله، به‌صورت «ت» مى‌آيد كه آن هم درست است.
    «و» كه در برخى از كلمه‌هاى عربى، مانند زكوة، حيوة، مشكوة، صلوة به‌صورت «آ» تلفّظ مى‌شود، در فارسى (جز در مواردى كه رعايت رسم‌الخطّ قرآنى اين‌گونه كلمات مورد نظر باشد) به‌صورت «الف» نوشته مى‌شود.1
          زكات، حيات، مشكات، صلات
    تبصره: كلمه‌هايى مانند زكوة، مشكوة، صلوة (اگر به اين صورت نوشته شده‌باشد)، در اضافه به «ى» نسبت يا وحدت، با «ا» و «ت» نوشته مى‌شود:
          زكاتى، مشكاتى، صلاتى، حياتى 
«الف كوتاه» هميشه به‌صورت «الف» نوشته مى‌شود، مگر در موارد زير:
    1. الى، على، حتّى، اولى، اوُلى؛
    2. اسم‌هاى خاص:
          عيسى، يحيى، مرتضى، مصطفى، موسى، مجتبى
   تبصره: واژه‌هايى مانند اسمعيل، هرون، رحمن كه در رسم‌الخطّ قرآنى به اين صورت نوشته مى‌شود در فارسى با «الف» نوشته مى‌شود: اسماعيل، هارون، رحمان. بعضى كلمات از قاعدۀ فوق مستثناست: الهى، اعليحضرت... .
    3. تركيباتى كه عيناً از عربى گرفته شده‌‌است:
          اعلام‌الهدى، بدرالدُّجى، طوبى‌لک، لاتُعَدُّولاتُحْصى، سِدرَةُالمُنتَهى، لاتُحصى (صيغه‌هاى فعلى) 
    ــ اسامى سوره‌هاى قرآن (مانند يس، طه، و...) به‌شكل مضبوط در قرآن نوشته مى‌شود، اما در كلماتى مانند ياسين، آل طاها و... قاعدۀ تطابق مكتوب و ملفوظ رعايت مى‌شود. 
 
 
تنوين، تشديد، حركت‌گذارى
هجاى ميانى «ـ ووـ»
 
آوردن تنوين (درصورتى‌كه تلفّظ شود) در نوشته‌هاى رسمى و نيز در متون آموزشى الزامى است. تنوين به صورت‌هاى زير نوشته مى‌شود:
    1. تنوين نصب: در همه‌جا به‌صورت «اً/ ـاً» نوشته مى‌شود:
          واقعاً، جزئاً، موقتاً، عجالتاً، نتيجتاً، مقدمتاً، طبيعتاً، عمداً، ابداً2
    تبصرۀ 1: كلمه‌هاى مختوم به همزه، مانند جزء، استثناء، ابتداء، هرگاه با تنوين نصب همراه باشد، همزۀ آن‌ها روى كرسى «ى» مى‌آيد و تنوين روى «الف» بعداز آن قرار مى‌گيرد: جزئاً، استثنائاً، ابتدائاً.
    تبصرۀ 2: تاء عربى «ة/ ـة»، اعم از آنكه در فارسى به‌صورت «ت» يا «ه/ ـه» (هاى غيرملفوظ) نوشته يا تلفّظ شود، در تنوين نصب، بدل به «ت» كشيده مى‌شود و علامت تنوين روى الفى قرار مى‌گيرد كه پس‌از «ت» مى‌آيد، مانند نتيجتاً، موقتاً، نسبتاً، مقدمتاً، حقيقتاً؛
    2. تنوين رفع و تنوين جرّ: در همه‌جا به‌صورت ــٌـ و ـــٍــ نوشته مى‌شود و فقط در تركيبات مأخوذ از عربى كه در زبان فارسى رايج است به‌كار مى‌رود:
          مشارٌ‌اليه، مضاف‌ٌاليه، منقولٌ‌عنه، مختلفٌ‌فيه، متفق‌ٌعليه، بعبارةٍاُخرى، اباًعن‌جدٍ، اىّ‌نحوٍكان.
 گذاشتن تشديد هميشه ضرورت ندارد مگر در جايى كه موجب ابهام و التباس شود كه يكى از مصاديق آن هم‌نگاشت‌هاست:3
          معين/ معيّن؛ على/ عِلّى؛ دوار/دوّار؛ كُره/كُرّه؛ بنا/ بنّا
    تبصره: در متون آموزشى براى نوآموزان و غيرفارسى‌زبانان و نيز در اسناد و متون رسمى دولتى، گذاشتنِ تشديد در همۀ موارد ضرورى است.
     حركت‌گذارى تنها در حدّى لازم است كه احتمال بدخوانى داده شود:
          عُرضه/ عَرضه؛ حَرف/حِرَف؛ بُرْد/ بُرَد؛ سرْچشمه/سرِچشمه 
واژه‌هاى داراى هجاى ميانى «ـ وو ـ» با دو واو نوشته مى‌شود:
          طاووس، لهاوور، كيكاووس، داوود
    تبصرۀ 1: نوشتن «داود» با يک واو به‌تبعيت از رسم‌الخطّ قرآنى بلامانع است.
    تبصرۀ 2: در مورد نام شخص، ضبط نهادى‌شده (مطابق شناسنامه) اختيار مى‌شود:
          كاوس، كاوسى
 http://www.persianacademy.ir/  ( فرهنگستان)      
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. اسامى خاص در متون قديم و نام‌خانوادگى اشخاص، اگر با املاى عربى ثبت شده‌باشد، به همان شكل حفظ مى‌شود: مشكوةالدّينى، حيوةالحيوان. و اگر با املاى فارسى ثبت شده‌باشد به‌صورت رحمت‌الله، حشمت‌الله نوشته مى‌شود.
2. اگر بخواهيم بى‌تنوين خوانده شود: مطلقا، اصلا، ابدا.
3. هم‌نگاشت: به واژه‌هايى اطلاق مى‌شود كه املاى واحد اما دو تلفّظ و دو معنى متفاوت دارد.
 
نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در شنبه هشتم دی 1386 ساعت 5 بعد از ظهر | لینک ثابت |

آيا دروغ بود عدالت؟

 

 گريستن نخستين قطعه ي كودكانه ي من بود

 

و فقر تنها همبازي آن روزهايم

 

با پدري كه دلش مي خواست

 

يك  ريال را بين دو برادر

 

به "عدالت" قسمت كند!

 

صادق!

 

آيا نمي بيني كه شهر

 

حافظه اش را از دست داده است؟

 

آيا دروغ بود عدالت؟

 

دروغ بود عشق؟... و مرداني كه به آسمان رسيدند؟

 

اي شهر! چگونه پلك هايت را بسته اي

 

بر رقص عروسك ها؟

 

وقتي مردان رستا خيز

 

تعظيم مي كنند

 

و بزرگ مي شوند

 

و بر برگه حقوق ، نماز وحشت مي خوانند

 

سلام آقاي شعار!

 

سلام آقاي هوار!

 

سلام آقاي سه طبقه!...آقاي نه طبقه!

 

-ايشان فرزند فلاني اند!

 

قبول كن...

 

به "عدالت" نمي رسيم!

 

صادق! باور كن اينجا چيزي گم شده است!

 

در چشم گرسنگاني كه قرن هاست

 

         پيراهن تنشان را فروخته اند!

 

                               (قطار انديمشك- عليرضا قزوه)

 

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در شنبه هشتم دی 1386 ساعت 5 بعد از ظهر | لینک ثابت |