
نوروز جشن شکوهمند ايران باستان،گوياي پيشينه تابناک ميهن ما و جلوه اي مهم از فرهنگ غني قوم ايراني ست.نوروز که قرن هاي دراز است بر همه جشن هاي جهان فخر مي فروشد از آن روست که يک قرارداد مصنوعي اجتماعي و يا يک جشن تحميلي سياسي نيست ،جشن جهان است و روز شادماني زمين ،آسمان و آفتاب و جوش شگفتي ها و شور زدن ها و سرشار از هيجان هرآغاز. خاطره خويشاوندي انسان با طبيعت است.عظمت و شکوه خيال انگيز اين جشن ملي پرنده فکر ايراني ميهن پرست و علاقه مند به سنت هاي ديرين را در عالم بي انتهاي انديشه به پرواز درآورده و به سوي گذشته هايش مي کشاند.
معنا و فلسفه هفت سین:
سبزه: تولد دوباره
سمنو: ثروت
سنجد: عشق
سیر: دارو
سیب: زیبایی و سلامت
سماق: رنگ طلوع آفتاب
سرکه: سن و صبر
سنبل: آمدن بهار
سکه: ثروت
آرزوي سالي نيکو و شاد براي همه شما.
سال نو مبارک!
ريشه هاي نوروز و آيين هاي نورو زي
در انديشه ي ايران باستان ؛ آغاز فروردين زمان فرود آمدن فرود هاي گذشته گان به زمين است .
فرود يك جز رو حاني انسان به حساب مي آيد كه همواره در گوهر ايزدي خود باقي مي ماند و هرگز به آلودگي هاي اخلاقي و فكري فرد آلوده نمي شود .با دگرگوني اعتقادات مردم فرورد ها فراموش شدند اما بسياري از آيين هاي نوروزي به گونه اي باقي ماندند . جاي فرود را عمو نوروز گرفت كه در زمان نو شدن سال به زمين مي آيد و سال نو را به ارمغان مي آورد جشن چهار شنبه سوری جشن مقدماتي نوروز است كه هميشه با افروختن آتش همراه بوده است . ايرانيان باستان هميشه آتش مي افروختند ولي هيچ گاه از روي آن نمي پريدند زيرا آن را مقدس مي دانستند و چنين عملي را آلودن آتش مي پنداشتند به جشن چهار شنبه سوري مراسم ديگري نيز متصل است از جمله: فال گوش ايستادن – قاشق زني – پختن آش نذري از دور ترين ايام آيين سفره انداختن در مواقع بخصوص مذهبي مرسوم بوده است يكي از اين سفره ها كه در نوروز انداخته مي شد ورسمي عمومي بود . سفره اي بود كه براي تكريم و تقديس خداوند و شش امشا سپند او انداخته
می شد .( شش امشا سپند عبارتند از : اردیبهشت ،خرداد، مرداد ،شهریور ، بهمن ،اسفند )
اين ها با هم مجموعي هفت گانه را تشكيل مي دادند و بدين لحاظ هفت ظرف يا سيني به احترام هفت عدد آن ها بر سر سفره گذاشته مي شد .
كتاب مقدس: يكي از واجبات سفره نوروزي باستاني كتاب اوستا بود زيرا مي خواستند خوان خود را با كلام الهي متبرك سازند چون دين اسلام آمد قرآن جاي اوستا را گرفت امروزه تلاوت آياتي از قرآن و خواندن دعا بسيار پسنديده است بويژه در زمان تحويل سال نو .
آب : اين عنصر بسيار مقدس و ماهي شناور در آن به ايزد بانو آناهيتا (ناهيد) مربوط هستند چه آن الهه موكل آب بود و تضمين كننده زايش و باروري و فراواني و بركت از سوي ديگر آب با نور و روشني متحد شمرده شده و وجود آن در سفره نوروزي به معني حضور بيشتر نور و روشنايي نيز هست .
آتش : مقدس ترين عنصر نزد زرتشتيان آتش بوده كه نماد پاكي و نور خداوند است و تقديس آن تعظيم الهيت است امروزه بسياري از موارد منقلي زيبا اما بدون آتش در كنار سفره گذاشته مي شود و دانه هاي اسفند هم اغلب از اجزاي تشكيل دهنده خوان نوروزي بود
سبزه : نشانه سرسبزي و باروري طبيعت و فراواني ورفاه زندگي بوده و هست سبزه نوروزي بيانگر آرزوي آدميان براي سالي پر بركت و پر بار نيز مي باشد در ايران باستان سه ظرف از سبزه را به عنوان سه دستورعمل اصلي دين ( پندار نيك – گفتار نيك – كردار نيك ) در سفره مي نهادند و بيشتر گندم و جو و ارزن بود
آيينه : از آن جا كه آیینه با نور و تابش رابطه مستقيم دارد و مظهر روشني و فروغ به حساب آمده است گذاشتن آن بر سفره نوروزي از ايام دور مرسوم بوده و به معني نور و تقدس به خانه است.
تخم مرغ : نماد باروري و زايش و بقاي نسل است . گذاشتن تخم مرغ در سفره ي نوروزي به نيت تقويت توالد وحفظ دودمان انجام مي شده ؛ امري كه براي بقاي جامعه ضروري بوده است وبه همن لحاظ كثرت اولاد هميشه از محسنات شمرده مي شد و داراي ثواب دبني نبز بود . رنگين كردن تخم مرغ ها براي جلوه ي بيشتر سفره ي نوروزي و چشمگير شدن آن است .
ميوه ها : سيب و انار از ميوه هايي هستند كه معمولا در سفره جاي دارد . سيب هم نشانه بركت و فراواني فراورده هاي كشاورزي است . انار نيز ميوه اي نظر كرده و مقدس است كه بعضي آن را ميوه ي بهشتي مي دانند به هر صورت انار با ان دانه هاي فراوانش نشانه فراواني نعمت و بركت است .
سكه : وجود سكه هاي براق و زيبا ممكن است با يكي از امشاسپندان ( شهريور ) مرتبط باشد و يا مظهري از او به شمار رود ؛ چه شهريور حافظ فلزات است .
گردش سيزده : تمامي مراسم و آداب نوروزي با جشني ديگر پايان مي يابد كه روحيه و سر زندگي به آدميان مي بخشد و آنان را براي كار و كوشش هاي بعدي آماده مي كند . اين جشن سيزده بدر است كه هنوز هم در بين ايرانيان عموميت دارد و بسياري رعايت آيين اصلي آن را برخود واجب مي
دانند اگر از حافظه اشخاص کهنسال ياري بگيريم ؛ به ما خواهند گفت كه بيشتر سالهايي كه به خاطردارند در روز سيزدهم باران باريده است . شايد همين امر باعث شده كه ايرانيان باستان روز سيزدهم ماه را روز ايزد باران بدانند . روزي كه بايد آن فرشته را به ياد آورد ؛ اورا ستايش كرد واز او خواست كه براي آمدن باران اقدام كند .
پس در روز سيزدهم فروردين ايرانيان براي ستايش اهورا مزد و طلب باران دسته جمعي به صحرا مي رفتند ؛ چنانكه تا زمان ما هم در مواقع خشكسالي براي طلب باران گروهي به خارج شهر بروند و دسته جمعي نيايش كنند . شايد بدين ترتيب بوده باشد كه رسم بيرون از شهر و گردش در مرغزارهای و نشستن كنار آب روان ثابت و پايدار شده و همچنان ادامه داده است ؛ چنانکه معمول این است كه افراد سیزده ي خودرا حتي الامكان كنار چشمه و جويباري بدر كنند و بدين سان اين روز را با آب به سر آورند .
شجاعت
کسی به سرگردان می گوید:گاهی مردم به آن چه در فیلم ها می بینند عادت می کنند و داستان حقیقی را از یاد می برند . فیلم ده فرمان را یادت هست؟
- البته موسی عصایش را بالا می برد آب می شکافد و بنی اسرائیل می تواند از دریای سرخ بگذرد.
- در کتاب مقدس داستان این طور نیست . در آن جا خدا به موسی فرمان می دهد :"به فرزندان اسرائیل بگو حرکت کنند." و تنها پس از آن که مردم شروع به پیشروی می کنند و موسی عصایش را بالا می برد و آب می شکافد.
چون فقط شهامت پیمودن راه می تواند راه را وادار کند که آشکار بشود.
مکتوب 175


