تبليغاتX
گروه ادبیات فارسی دامغان

جوایز ادبی :

 

                جايزه جهاني «نوبل» و شرح‌حال باني آن آلفرد نوبل

آلفرد برنهارد نوبل در سال 1843 در سكوئه سوئد متولد گرديد. آلفرد آدم نحيف و ضعيفي بود، ولي در همان سالي متولد شد، كه پدرش امانوئل كه آدم قوي، جاه‌طلب و دانشمندي بود دچار ورشكستگي گرديد. پس از شكستي كه امانوئل در استكهلم خورد به سنت پترزبورگ رفت و در آنجا يك كارگاه مهندسي تأسيس نمود.

دولت روسيه به وي مأموريت داد كشتي بخاري و هم‌چنين زيردريايي بسازد و نوبل بيش از حد تصور خود با موفقيت مواجه شد، اما چون زياده‌روي نمود و كارهاي خود رابیش از حد توسعه داد پس از پايان جنگ‌هاي كريمه براي بار دوم ورشكست شد.

آلفرد نوبل تا 16 سالگي به‌طور خصوصي تحصيل كرد و قبل از رسيدن به سن بيست سالگي يك شيمي‌دان باتجربه و يك زبان‌دان قابل شده بود و با زبان‌هاي آلماني، فرانسوي، روسي و سوئدي آشنايي داشت.

آلفرد نوبل مسافرت‌هاي زيادي نمود و بيشتر توجه خود را صرف تحقيقات درباره مواد منفجره نيتروگليسرين كرد. نوبل كشف نمود كه استفاده از اين مواد اگربا يك ماده غيرفعال و جذب‌كننده مانند گيسلگوهر همراه باشد آسان‌تر و بي‌خطرتر است. وي اختراع خود را در سال 1867 تحت نام ديناميت به ثبت رسانيد. سپس نيتروگليسرين را با يك ماده منفجره فعال ديگر يعني باروت مخلوط نمود و يك ماده ژله مانند شفافي به دست آورد، كه قدرت انفجار آن از ديناميت هم بيشتر بود. ژلاتين منفجره يعني اختراع دوم وي در سال 1875 به ثبت رسيد. بعد نوبل موفق به اختراع باليستيت شد كه اولين باروت بي‌دود نيتروگليسرين بود و بعدها براي ساختن كورديت يعني باروت بي‌دود به كار رفت.

با ساختن ديناميت و ساختن مواد منفجره و با استخراج معادن نفت باكو نوبل به كمك يارانش موفق به جمع‌آوري ثروت هنگفتي گرديد. اختراعات نوبل سبب شد كه در رشته معادن و جاده‌سازي و حفر تونل تحولي به وجود آمد.

نوبل در سال 1896 درگذشت. در تاريخ 27 نوامبر 1895 يعني يكسال قبل از مرگش نوبل وصيتنامه معروف خود را امضاء كرد. اين وصيتنامه می باید نقشه‌هاي وي را مربوط به پاداش زحماتش يعني همان افكاري كه بيشتر زندگي او را به خود مشغول كرده بود عملي سازد.

او در وصيتنامه خود ذكر كرده بود كه بيش از 31 ميليون كرون سوئد كه ثروت وي را تشكيل مي‌داد بایدبه صورت وجه نقد درآيد و به عنوان سرمايه به كار برود و درآمد حاصله از آن هرساله به صورت جوايزي ميان آنهايي كه در سال قبل منشاء بزرگترين فايده براي بشر بوده‌اند تقسيم گردد. رشته‌هايي كه نوبل مايل بود باعث پيشرفت آنها شود عبارت بودند از: فيزيك، شيمي، فيزيولوژي يا طب، ادبيات و صلح. در خاتمه وصيتنامه خاطرنشان شده بود كه اين جوايز به شايسته‌ترين افراد چه اهل اسكانديناو و چه اهل ساير كشورها داده شود و امر توزيع جوایز به سه مؤسسه سوئدي و يك كميته مخصوص كه توسط پارلمان نروژ تعيين مي‌شود واگذار نمود.

انجام اين كار به عهده نمايندگان ايالات پادشاهي سوئد و نروژ كه در آن زمان كشور واحدي محسوب مي‌شدند محول گرديد.

جايزه نوبل چگونه توزيع مي‌گردد

هيأت‌هايي كه تحت اساسنامه بنياد نوبل فعاليت مي‌كنند عبارتند از: چهار هيأت مخصوص اعطاء جايزه يعني آكادمي علوم سلطنتي (براي شيمي و فيزيك) مؤسسه طبي سلطنتي كارولين (براي طب) آكادمي سلطنتي سوئد (براي ادبيات) و كميته نروژي نوبل وابسته به پارلمان نروژ (براي جايزه صلح).

ضمناً پنج كميته نوبل هم وجود دار دكه هريك براي توزيع يكي از جوايز مطالعه مي‌كنند (ازجمله كميته نروژي براي جايزه صلح). به علاوه چهار انستيتو يا مؤسسه نوبل هم وجود دارد كه هريك براي يكي از چهار جايزه فوق‌الذكر فعاليت مي‌كنند.

كميته‌هاي 5 گانه نوبل هريك سه تا پنج عضو دارند كه توسط هيأت مربوطه تعيين مي‌شوند. هيچ‌كس نمي‌تواند شخصاً خود را نامزد دريافت جايزه نوبل كند. كساني كه مي‌‌توانند معرف نامزدهاي جوايز نوبل باشند از برندگان سابق جوايز نوبل (در رشته مخصوص خود) ـ اعضاء هيأت اعطاء جوايز و اعضاء كميته‌هاي نوبل (در رشته مخصوص خود) پروفسورهاي برجسته دانشگاه و آنهايي كه توسط اعطاءكنندگان جوايز انتخاب مي‌شوند. رئيس بنگاه نشرياتي كه اثر كانديدا را چاپ نموده (در مورد ادبيات) اعضاء پاره‌اي از سازمان‌هاي پارلمان يا حقوقي بين‌المللي (براي جايزه صلح) اعضاء پارلمان‌ها و كابينه‌ها (براي صلح).

كشورهايي كه برنده نوبل شده‌اند :

بد نيست بدانيد كه تا سال 1960 از كليه كشورهاي جهان فقط 30 كشور برنده جايزه نوبل شده‌اند. از كليه كشورها  آمريكا بيش از سايرين برنده جايزه داشته است. به‌طوري كه از 325 جايزه كه تا اين سال داده شده است 74 جايزه نصيب آمريكايي‌ها شده است. پس از آمريكا به ترتيب انگلستان 50 جايزه نوبل و آلمان 49 جايزه نوبل، فرانسه 34 جايزه و سوئد كه باني جايزه نوبل است 15 جايزه ربوده‌اند.

در سال‌هاي 1940 و 1942 جوايز صلح و ادبيات توزيع نگرديد. در بعضي سال‌ها بعضي جوايز توزيع نشده و براي سال بعد گذاشته شده.

بعضي اوقات يك جايزه نوبل به دو نفر دانشمند كه يك امر مشتركي پديد آورده‌اند، نيز داده مي‌شود

 منبع :سایت «آی کتاب»

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در جمعه سی و یکم تیر 1384 ساعت 6 بعد از ظهر | لینک ثابت |
رئاليسم / Realisme

رئاليسم به عنوان مکتب ادبي، نخست در اواخر قرن هيجده و اوايل قرن نوزده در فرانسه به ميان آمد و پايه گذاران واقعي آن نويسندگان مشهوري نبودند که ما امروز مي شناسيم بلکه آنان نويسندگان متوسطي بودند که اکنون شهرت چنداني ندارند.

شانفلوري، مورژه و دورانتي، از آن جمله هستند و همين نويسندگان بودند که در رشد و پيشرفت نهضت ادبي عصر خودشان (قرن نوزده) تأثير زيادي داشتند.

بزرگترين نويسنده رئاليست در اين دوره گوستاو فلوبر است و شاهکارش مادام بوواري کتاب مقدس رئاليسم شمرده مي شود. به نظر فلوبر، رمان نويس بيش از هر چيز ديگر هنرمندي است که هدف او آفريدن اثري کامل است. اما اين کمال به دست نخواهد آمد مگر اينکه نويسنده عکس العمل هاي دروني و هيجان هاي شخصي را از اثر خود جدا کند. از اين رو رمان نويس بايد اثر غيرشخصي به وجود بياورد، آنان که هيجان هاي خود را در آثارشان وارد مي کنند، شايسته نام هنرمند واقعي نيستند، فلوبر به شدت از اين گونه نويسندگان متنفر بود.

اما رئاليسم چيست؟

رئاليسم عبارتست از مشاهده دقيق واقعيت هاي زندگي، تشخيص درست علل و عوامل آنها و بيان و تشريح و تجسم آنها است.
رئاليسم برخلاف رمانتيسم مکتبي بروني يعني اوبژکتيف است و نويسنده رئاليست هنگام آفريدن اثر بيشتر تماشاگر است و افکار و احساس هاي خود را در جريان داستان آشکار نمي سازد، البته بايد توجه داشت که در رمان رئاليستي نويسنده براي گريز از ابتذال و شرح و بسط بي مورد محيط و اجتماع را هرطور که شايسته مي داند تشريح مي کند يعني در رمان رئاليستي توصيف براي توصيف يا تشريح براي تشريح مورد بحث نيست.

بالزاک با نوشتن دوره آثار خود تحت عنوان کمدي انساني پيشواي مسلم نويسندگان رئاليست شد.

گوستاو فلوبر، چارلز ديکنز، هزي جيمس، لئون تولستوي، داستايوسکي، ماکسيم گورکي، ازجمله نويسندگان طراز اول مکتب رئاليسم مي باشند.

بابا گوريو، اوژني گرانده، آرزوهاي بزرگ، رستاخيز، جنگ و صلح نيز از آثار مشهور اين مکتب به شمار مي روند.

بر گرفته از سایت:http://www.persianbook.org/writers4.htm
نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در دوشنبه بیستم تیر 1384 ساعت 4 بعد از ظهر | لینک ثابت |

روز مبادا

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونان که بايدند
نه بايد ها...

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخند هاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي کنم :
باشد براي روز مبادا !
اما
در صفحه هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما کسي چه مي داند ؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد !

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانکه بايدند
نه بايد ها...

هر روز بي تو
روز مبادا است !

                          قیصر امین پور

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در یکشنبه دوازدهم تیر 1384 ساعت 11 بعد از ظهر | لینک ثابت |

                 نگارش زبان فارسی

نگارش فارسي ايرادهائي دارد، اين ايرادها متعدد بوده و كار خواندن و نوشتن  را به حدي سخت مي‌سازد كه گاهي بهترين دانش آموختگان فارسي زبان در درست خواني و درســت‌نويسي بـــــا مشكلاتي مواجه مي شوند. اين ايرادها هنگام استفاده از كامپيوتر براي انجام كار با زبان نيز مشكل ساز است ، بايد كاري كرد كه نگارش فارسي هم براي انسان و هم براي انجام كار با كامپيوتر، آسان و عملي گردد.
مشكلات فوق قابل چشم پوشي نبوده بلكه سبب بسياري از ضرر و زيانهاي فرهنگي و اقتصادي از جمله كم سوادي و بيسوادي افراد و اتلاف وقت فراگيران فارسي بوده و بايد براي اصلاح آنها كوشيد. موضوع اصلاح زبان فارسي از دير باز مطرح بوده و گروههائي از آن هواداري كرده، ضرورت تغيير خط كنوني رالازم دانسته و براي نگارش، خط فارسي ديگري طراحي كرده‌اند. عده اي استفاده از الفباي لاتين را تنها راه ممكن دانسته و عده اي نيز فارسي چپ‌نويس را لازمه اصلاح نگارش فارسي مي‌دانند. اما به رغم اتفاق راي همه دست اندركاران بر لزوم اصلاحات و ايــجاد تغيير، نگارش فارسي بـــــه راه نابسامان خود، خواسته و ناخواسته ادامه مي‌دهد. البته هستند كساني كه با اصلاحات مخالفــــت مي‌نمايند.
به نظر مي‌رسد كه اغلب اين نيروها بيشتر به خاطر حفظ گنجينه غني ادب فارسي و از ترس از دست دادن ارتباط با گذشته به تغيير خط روي خوش نشان نداده‌اند، بنابراين چنان چه راه‌حلي ارائه گردد كه در ظاهر تفاوت زيادي با نحوه نگارش فعلي نداشته باشد احتمالاً با اقبال بيشتري رو به رو خواهد شد. ارائه دهندگان اين طرح اعتقاد به انجام اصلاحات داشته و اصلاحات پيشنهادي را با همين ايده اساسي مطرح مي‌نمايند. اين اصلاحات مشتمل است بر: كاهش شمار نويسگان از طريق جدا نويسي و قائل شدن دو شكل كوچك وبزرگ براي حروف الفبا، نگارش  واژه محور،  پيوسته نويسي  كلمات تركيبي و استفاده از نويسه (-) ميان كلــمات درصورت نامانوس بودن شكل تركيبي، نگارش حروفي كه خوانــــــده شده ولي نوشته نمي‌شونـــــد، ايجاد علامتي جهـت كسره اضافه، حــــذف اعراب گذاري ، عدم تمايز بين  ا وآ، و حذف لا و نوشتـــن ان در دو جا، و چپ نويسي.  اين پيشنهادها  به يقين اتوماسيون و نگارش زبان  فارسي را ساده مي‌سازد.

 لطفاَادامه مطلب رادرزیر بخوانید:

http://www.irandoc.ac.ir/etela-art/19/19_3_4_1.htm

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در یکشنبه پنجم تیر 1384 ساعت 7 قبل از ظهر | لینک ثابت |

  شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است...

دانش آموز خوش ذوقی می پرسید چرا د یوان حافظ نسخ متعددی دارد ؟بالاخره کدام یک از حافظ است وشما کدام را توصیه می کنید؟ در پاسخ به پرسش ایشان و سایر صاحبان ذوق  وجویندگان حقیقت مطلبی را از دوستی بزرگوار نقل می کنم :

اگر می‌خواهيد ديوان حافظ بخريد...

ديوان حافظ يکی از پرخواننده‌ترين کتاب‌ها در ايران است.ايرانيان اين کتاب را چنان عزيز می‌دارند که آن را در خانه‌های خود در کنار قرآن می‌نهند.البتّه از اين گفته‌ نبايد استنباط کرد که پيروان ساير آيين‌ها کم‌تر از مسلمانان به اين کتاب علاقه دارند.خداباوران که سهل است ، ملحدان نيز به اين کتاب عشق می‌ورزند ، زيرا که حافظ فراتر از چارچوب اديان و مذاهب سخن می‌گويد.سخن او از «درد مشترک» انسان‌هاست.
اهمّيت اين کتاب باعث شده است تا پژوهشگران بسياری به صرافت تصحيح آن بيفتند وپرخريداری آن موجب شده است تا هر ناشری به فکر چاپ مجدّدی از آن باشد.
شايد شما هم از خود می‌پرسيد که اين چاپ‌ها و تصحيح‌های متعدّد مگر چه فرقی با هم دارند؟و اين که می‌گويند ديوان حافظ به تصحيح فلان و بهمان ، يعنی چه؟
موضوع از اين قرار است که متأسّفانه ديوانی از اشعار حافظ ، به خط خود او موجود نيست و اصلاْ حافظ در زمان حيات خود اشعارش را ـ که بخشی از آن در دست اين و آن بوده ـ جمع‌آوری و تدوين نکرده است.معروف است که پس از مرگ وی ، يکی از شاگردان او به نام محمّد گل‌اندام به گردآوری شعرهای او پرداخت.
در آن زمان‌ها که از صنعت چاپ خبری نبود کار تکثير کتاب‌ها بر عهده‌ی کاتبان ونسخه‌برداران بوده است.به نظر می‌رسد که برخی از شعرهای حافظ را نيز کاتبان هم‌عصر او يافته و به ديوان او افزوده باشند.
به هزار و يک دليل کاتبان آن روزگار هم مانند بسياری از ناشران روزگار ما دقّت و امانت چندانی در کار خود نداشتند.درآمد آنان از اين راه تأمين می‌شد ،برای همين با حدّاکثر سرعت می‌نوشتند و طبعاْ مواردی را هم غلط می‌نگاشتند .علاوه بر اين‌ها گاهی شعری را اشتباهاْ در اشعار او وارد می‌کردند و گاهی شعری را از اشعار او حذف می‌کردند ، گاهی بيتی را می‌افزودند و گاهی بيتی را می‌کاستند ، وگاهی واژه‌ای را که خوش نداشتند عوض می‌کردند.
و نيز تغييرات ديگری در متن می‌دادند که دلايل و انواع مختلفی داشته است.
هر چه از عهد حافظ دور می‌شويم اين تغييرات بيش‌تر و شديدتر می‌شود و نسخه‌های ديوان از آن چه حافظ سروده بود دورتر و دور تر می‌شوند.
به اين سبب برخی محقّقان با استفاده از نسخه‌های خطّی نزديک به زمان حافظ و مقايسه‌ی آن‌ها سعی می‌کنند صورتی را از اشعار او به دست دهند که نزديک‌ترين صورت به کلام شاعر باشد.
بسياری معتقدند که برخی تفاوت‌ها در نسخ بسيار قديمی به جهت تغييراتی است که خود شاعر مکرراْ در شعر خود داده و به اصطلاح امروزيان نوشته‌ی خود را ويرايش می‌کرده است.پس مشکل ديگری که در کار است تشخيص صورت نهايی شعر اوست.
در هر حال هيچ مصحّحی ادعا ندارد که آن چه او به نام حافظ می‌آورد عين گفته‌ی شاعر است بلکه  تمام سعی مصحّح بر اين است که محتمل‌ترين صورت را به دست دهد.
حالا اگر قصد داريد ديوان حافظ بخريد اين تصحيحات و چاپ‌ها ،به ترتيب پيش‌نهاد می شود

۱ـ «حافظ به سعی سايه».به تصحيح آقای هوشنگ ابتهاج (سايه) ،شاعر معاصر.اين تصحيح را نشر کارنامه به شکل بسيار پاکيزه‌ای منتشر کرده است و انصافاْ آقای محمّد زهرايی (مدير خوش‌ذوق نشر کارنامه) در انتشار آن سنگ تمام گذاشته‌ است.

۲ـ «ديوان حافظ (خواجه شمس‌الدين محمد)».به تصحيح مرحوم پرويز ناتل خانلری.اين تصحيح را انتشارات خوارزمی در دو جلد منتشر کرده است.الحق کتاب بسيار محقّقانه‌ای است.

3ـ «حافظ».به تصحيح مرحوم محمّد قزوينی. متأسّفانه اين کتاب را بسياری از ناشران به شکل‌های چشم‌آزار و نامرغوب و گاه با بی‌دقّتی فراوان چاپ کرده‌اندکه  چاپ انتشارات اساطير آن  توصيه می‌ شود .

 

نوشته شده توسط اُمّی ( معلم ادبیات ) در جمعه سوم تیر 1384 ساعت 11 بعد از ظهر | لینک ثابت |