گروه ادبیات فارسی دامغان
علمی-آموزشی 
قالب وبلاگ

قابل توجه  همکاران گروه ادبیات دامغان

جدول زمان بندی دریافت ، بررسی و ارسال مقالات برای شرکت درهمایش کشوری زبان و ادبیات فارسی در اجرای بند 6 برنامه ی عملیاتی دبیرخانه ی راهبری زبان و ادیبات فارسی

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]
شیوه نامه ی نگارش مقاله در نشریه الکترونیکی پویه

باسلام و عرض ادب خدمت همکاران محترم شیوه نامه ی نگارش مقالات برای ارسال به دبیرخانه راهبری ادبیات فارسی در بخش ادامه ی مطلب به استحضار شما می رسد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 2 قبل از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]
خود را بیازمایید . 

 

آزمون زبان فارسی 3 نوبت اول


آزمون زبان فارسی سال چهارم ، نوبت اول


آزمون زبان فارسی سال چهارم ، نوبت دوم 


آزمون زبان فارسی سال اول متوسطه 


________________________________________

پی نوشت :

1- از همکار ارجمندمان جناب آقای قادری سپاسگزاریم 

2- دوستان بزرگوار قبل از شروع آزمون ثبت نام کنند ( مطمئنأ وقت گیر نخواهدبود )

[ یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]

صحبت حکام، ظلمت شب یلداست

             نور ز خورشـــــــيد خواه بـــــو که برآيد            

 شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آنها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن يكي از دلايل گرفتن جشن دراين شب زاده شدن ايزدمهر است.

مهر به معناي خورشيد و يكي از بغان ايراني و هندي است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني خداي بزرگ را اهوارمزدا معرفي كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم كرد. در باور زرتشتي، بغان تيره اهورايي ستوده ؛ و تيره ديواني نكوهيده شود. يكي از ايزدان اهواريي مهر ايراني و هندي بود. مهر ايزدي نيك است و قسمتي از اوستا به نام او، نام گذاري شده است. در مهريشت اوستا آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد.»

ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. هنوز هم نيايش هاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر مي نامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان سال هاي بسيار تولد مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر،‌ هنگامي كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه مي كنيم بسياري از نشانه هاي ايراني اين مراسم را در مي يابيم. ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و طلايي مي آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره اي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد كه بعدها مسيحيان عيسي را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است.

Sunday به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود. ارنست رنان درباره آيين مهرپرستي گفته است:‌ «اگر عيسويت به هنگام گسترش خود بر اثر بيماري مرگ ماري باز مي ايستاد، سراسر جهان به آيين مهر مي گرويد. 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 ] [ 7 قبل از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]

قابل توجه همکاران ارجمندی که سال چهارم تدریس می نمایند

بارم بندی جدید کتاب زبان فارسی عمومی سال چهارم و ادبیات تخصصی چهارم انسانی به شرح زیر می باشد :


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم آبان 1391 ] [ 2 قبل از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]

برابر اعلام نتایج پاشگاه پژوهشگران جوان کشور؛ آقای امیرحسین مرشدی ،

دانش آموز دبیرستان نمونه دولتی آیت الله خامنه ای شهرستان دامغان

موفق به دریافت مدال طلای المپیاد ادبی گردید .

گروه ادبیات فارسی این موفقیت بزرگ وافتخار آفرین را

به ایشان وخانواده ی محترمشان تهنیت عرض می نماید

[ چهارشنبه پنجم مهر 1391 ] [ 4 قبل از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]



تو را که چشمه ی زاینده ی دانش واسطوره صبر و شکیبایی

هستی دوست دارم .

روز با شکوهت بر تو مبارک باد معلم .


[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]

ریشه ی برخی از واژه های رایج ...

۱ - میزبان : میز ( مهمان ) + بان ( پسوند دارندگی)۱ = کسی که دارای مهمان است.

۲- گوسفند:  گو ( جانور اهلی ) + سپند ( مقدس، پاک ) = جانور اهلی پاک

*جز اول ( گو ) در واژه های گوساله و گاو نیز به کار رفته است.

۳ - میرزا : میر ( مخفف امیر ) + زا ( مخفف زاده) = امیر زاده

* این واژه ظاهراً از زمان تیموریان رواج یافته است در عهد قاجار هرگاه پیش از نام افراد ذکر می شد به معنای  « آقا » بود مانند: میرزا جعفر و اگر بعد از نام اشخاص می آمد دلیل بر شاهزادگی بود.مانند: محمدعلی میرزا- احمد میرزا

 

۴ - کدبانو: کد ( خانه) + بانو = بانوی خانه

۵- آسمان:  آس( سنگ مدور) + مان(پسوند شباهت)= فضای شبیه سنگ آس

* این تشبیه به این دلیل است که به زعم قدما آسمان مدور همچون سنگ بزرگ آسیاب است که  بر فراز زمین در حال چرخش است.جزء اول این واژه را می توان در واژه های آسیاب و خراس نیز مشاهده کرد.

 

۶ - کهکشان: که ( کاه) + کش (بن مضارع کشیدن)+ ان = جایی که کاه کشیده شده است.

*این وجه تسمیه به این سبب است که درخشش ستاره های ریز و درشت کهکشان که همچون خطی درشت بر آسمان است گویی راهی است که بر اثر نقل و انتقال کاه مشخص و نمایان شده است.

 

۷- زمین: زم(سرد) + ین( پسوندنسبی)= سرد شده.

* زمین در آغاز آفرینش گوی آتشینی از گدازه ها بود که در پی چند میلیون سال بارش باران به سردی و خشکی گرایید. جز اول این واژه را می توان در کلماتی چون؛ زمهریر(باد سرد)، زمستان نیز مشاهده کرد.

۸- البرز : هر( کوه) + برز( بلند) = کوه بلند

۹-  بیستون: این واژه در اصل بغستان به معنای محل پرستش خدا بود که تشکیل یافته از دو جزء بغ( خدا) + ستان ( پسوند مکان) می باشد و در سیر تحول واجی ابتدا به بیستان(یای مکسور) و سپس به بیستون (یای مفتوح)و سرانجام به بیستون تغییر یافت.

* ظاهراً چون ایرانیان کوه ها و اماکن بلند را برای مناجات مناسب می دیدند این کوه بلند را جایگاه نیایش خدا نامیدند۲

 

۱۰- دبستان : دب( خط) + ستان( پسوند مکان ) = محل آموزش خط و کتابت

* جزء اول این واژه در اصل مشتق از کلمه   dipi  است که در فارسی باستان به معنای خط می باشد. این واژه که به شکل « دیپ » در کتیبه های هخامنشی آمده است در حقیقت یادگاری از زبان سومر می باشد که به صورت dub  به معنای لوح و خط بود. بعدها این کلمه به زبان اکدی وارد شد و به صورت  duppu  و tuppu  ملفوظ و مکتوب شد. سپس با ورود به زبان آرامی به شکل  dup  درآمد و وقتی به زبان فارسی باستان آمد به شکل های مختلف: دب ، دیب ، دیو تغییر یافت و ما امروزه این صورت ها را می توانیم در کلماتی چون: دبیر ، دیباچه ، دیبا و دیوان ببینیم.۳

 ۱۱-  دشوار: دش( ضد) + خوار( ضد آسان) = ضد آسان

*جزء اول این واژه را به صورت دش و دژ در واژهایی چون؛ دشنام ، دشمن و دژخیم می توان دید.

۱۲- تابستان: تاب( بن مضارع تابیدن) + ستان (پسوند)

۱۳- کوچه: کوی( محله) + چه ( پسوند تصغیر)

۱۴ -داوطلب: داو( هر دست بازی نرد ) + طلب( بن مضارع طلبیدن) =  کسی که خواستار بازی کردن بازی نرد باشد. این کلمه بعدها عمومیت یافت.


ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
ایران رمان